جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
48
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
يعنى ، آيا نيست هركسى كه معتدل باشد طبايع اربعه او يعنى قريب به وحدت ، يعنى گويا از شدت اعتدال ، گويا بر يك طبيعت باشد صاف مىگردد مزاج او ، و كسى كه صاف شد مزاج او ، قوى و شديد مىگردد تأثير نمودن نفس او در او ، و كسى كه قوى گرديد اثر نفس در او ، ترقّى و نموّ مىنمايد به سوى هر مرتبهاى كه ترقى او باشد و كسى كه ترقى به مرتبهء خود نمود ؛ پس به تحقيق كه متخلق به اخلاق نفسانيه شده است يعنى صفات و هيأت نفس او ، صفات و هيأت عدل ، عدالت و صراط مستقيم كه از افراط و تفريط دور است ، مىگردد و كسى كه متخلق به اخلاق نفسانيه شد ، پس گرديده است در عالم ملك و صورت ، موجود و صورتى كه ، مقوّم و دارنده آن در باطن ، معنى انسانيت مىباشد . و معنى مظهر و مظهر بودن مر صفات و اسماء خداوند است كه مرجع جميع انسانيت آنها به عدل در صفات و عدالت در افعال مىباشد و اين معنا و مرتبه انسانيّت است و معنى آيه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها « 1 » و معنى حديث « خلق آدم على صورته » « 2 » و معنى حديث « تخلقوا باخلاق اللّه » « 3 » مىباشد و انسان را چنين كسى گويند نه اينكه در عالم ملك ، موجود و صورتى باشد كه در صورت انسان است و ليكن مقوم و دارنده آن در عالم باطن ، حيوان بوده باشد و در حقيقت ، از معنى و نصيب انسانيت بىنصيب باشد و همين قدر از انسانيت دارد كه داخل در عالم ملك صورى شده و در صورت ، انسان گرديده است و از اين حد و غايت ، عبور و ترقى ندارد و چنين صورتى را نسناس و اشباه الخناس گويند . و دخلى به معنى آدم كه خداوند در حق او فرموده است كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 4 » و فرموده است كه وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا « 5 » ندارد .
--> ( 1 ) . بقره : 31 . ( 2 ) . كافى ، ج 1 : 134 ، حديث 4 ( 3 ) . بحار ، ج 58 : 129 ( 4 ) . بقره : 30 ( 5 ) . اسراء : 70